صادرات غیر نفتی، محور توسعه
امروز ۲۹ مهرماه سالروز ملی صادرات نام گرفته است.به بیان دیگر این روز نماد اصالت رویکرد حفظ منابع طبیعی و خدادی کشور برای نسلهای آینده و تلاش برای توسعه کشور مبتنی بر منابع غیر نفتی است.جایگاه صادرات غیر نفتی در اسناد فرابخشی توسعه کشور از جمله سندچشم انداز ۱۴۰۴وقوانین برنامه پنجساله توسعه حکایت از اهمیت راهبردی این حوزه دارد چرا که فرآیند توسعه همه جانبه دارای الزاماتی فرابخشی و سازوکارهایی فراتر از تصمیمات هر بخش اقتصادی طلب میکند.صادرات غیرنفتی در قانون برنامه های پنجساله سوم و چهارم توسعه تقریبا" بطور مشخص احکامی را در راستای توسعه مناسبات اقتصادی و تجاری ایران با جامعه بین المللی و در عرصه هماهنگی بخش های اقتصادی داخل کشور بویژه جلب مشارکت بخش غیر دولتی و ارتقاء سطح تعامل فعال این بخش با بدنه حاکمیت به خود اختصاص داد.اگراز نگاه دولتی بخواهیم به نتیجه ارزیابی عملکرد این احکام و تکالیف بنگریم دو پاسخ برای آن متصور است:۱- دولت(بطور عام) درارائه و اجرای راهکارها برای تحقق این تکالیف در مجموع موفق بوده ودر احکام محقق نشده برنامه ها برخی مصالح و سیاستهای بالا دستی دامنه عمل دولت را محدود نموده اند نظیر کمبود بودجه وتنظیم بازار داخل کشور و وجود قوانین همتراز که دستگاههای حاکمیتی در توجیه عدم اجرای احکام برنامه ها خود را از پذیرش مسئولیتها مبرا دانسته اند.۲-دولت علیرغم تعهدات قانونی به بهانه عدم جامع نگری برنامه های تدوین شده مصوب مجلس شورای اسلامی و عدم تطابق مفاد آنهابا واقعیتهای اقتصاد ایران در سطوح ملی و بین المللی رغبتی به اجرای بسیاری از احکام و تکالیف برنامه نداشته و قادر به پاسخگویی و اقناع افکار عمومی بر اساس این برنامه ها نمیباشد.هردوی این پاسخ ها و توجیهات در جای خود قابل بررسی هستند لیکن نتیجه آنها معکوس است.پاسخ اول اگر چه فی الواقع کمی با نتایج بدست آمده تناقض دارد ولی نشاندهنده قانون محوری و عمل به اسناد فرابخشی نظام ولو به صرف داشتن برخی نواقص و محدودیتهای آن داشته که مطابق با ظرفیتها و توانمندیها در صدد تحقق اهداف برنامه های کلان کشور بوده است البته نوع مدیریت و برنامه ریزی در سطوح اجرایی بحثی است که نیازمند بررسی بیشتر در فرصت مناسب دیگری است.پاسخ دوم در خصوص رویکرد دولت اگر چه با توجیه عدم تطبیق برخی تکالیف و احکام برنامه ها با نیازهای واقعی کشور و الزامات توسعه ای میباشد لیکن در این رویکرد در مقاطعی بواسطه شتاب زدگی و عدم پیشرفت یک تصمیم برمبنای کار کارشناسی اصل هدفگذاری آن کم تاثیر و یا بلا اثر میشود .تکالیف و احکام صادرات غیر نفتی که به عنوان راهبردی تری فصل قانون برنامه چهارم با هدف تعامل فعال با اقتصاد جهانی تدوین و مصوب گردیده در روند بررسی های انجام شده طی سالهای اخیر کاستی ها و نواقصی را در نتایج ارزیابی عملکرد دستگاههای اجرایی دولت نشان میدهد.مواد ۳۳،۳۴،۳۵ و ۳۶ برنامه چهارم توسعه اگر چه در محتوا کمبودهایی برای تحقق اهداف سند چشم انداز ۱۴۰۴ دارند ولی چارچوب احکام فوق در صورت تحقق میتواند بخش مهمی از دغدغه های دولت و بخش غیر دولتی را برای رسیدن به جایگاه واقعیشان یعنی دولت ناظر و توسعه محور و بخش غیر دولتی عمل کننده و پاسخگو رفع نماید.فی الواقع مواد قانونی فوق از اصلی ترین الزامات محقق شدن اهداف کلان تجارت خارجی کشورند که طی سالهای برنامه چهارم بطور کامل اجرایی نشده اند. عدم تحقق اهداف در بخش توسعه زیرساختهای مورد نیاز ترانزیت کالا،عدم تکمیل فرآیند هدفمندسازی و ساماندهی یارانه ها و جوایز صادراتی،تعیین عوارض صادراتی برای برخی کالا ها بدون طی مراحل کارشناسی نظیر سیمان ، مرغ ، تخم مرغ و حبوبات،عدم رفع کامل موانع و مشکلات بازارچه های مرزی،عدم توسعه دفاتر و شعب سازمان توسعه تجارت ایران در بازارهای هدف متناسب با تلاشهای انجام گرفته این سازمان و بخش خصوصی برای توسعه مناسبات تجاری در سطح بین المللی،عدم توازن و هماهنگی سیاستهای مالی و پولی با سیاستهای کلان تجاری کشور علیرغم ارایه پیشنهادات و راه حلهای قانونی از سوی وزارت بازرگانی و بخش خصوصی ،عدم ساماندهی و تامین مناسب الزامات و زیرساختها جهت توسعه فعالیتهای اقتصادی رقابتی در حوزه سواحل و دریاها،فقدان تمرکز و ثبات مدیریتی و ساختاری در مناطق آزاد متناسب با رویکردهای کلان تجاری و صنعتی آنها،عدم تفویض اختیارات از سوی دستگاههای اجرایی نظیر بانک مرکزی و بیمه مرکزی به مناطق آزاد و عدم برگزاری جلسات شورای عالی توسعه صادرات غیر نفتی بطور مستقل از جمله چالشها و نقاط آسیب پذیر در روند توسعه تجارت خارجی کشورند که در میان مدت و بلند مدت تجارت خارجی کشور را تحت تاثیر قرار میدهند.در راستای نیل به اهداف ساماندهی تراز تجاری کشور از طریق افزایش سهم صادرات غیر نفتی از کل صادرات کشور به 6/33 درصد در پایان سال ۱۳۸۸میبایست نیازهای ساختاری بخش های تولیدی و خدمات کشور با تزریق منابع مالی جدید و کارساز تامین گردد.وجود محدودیت موثر در مبادلات پولی بنگاههای اقتصادی با طرفهای خارجی و عدم توسعه مناسب بیمه های صادراتی و سرمایه گذاری باعث شده که نرخ تمام شده کالا و خدمات صادراتی ایران نسبت به رقبا افزایش یابد.همچنین مستهلک شدن خطوط تولیدو فقدان منابع مالی متناسب با نیاز واحدهای تولیدی صادراتی و مبهم بودن نرخ تمام شده دستمزد نیروی کار از دلایل موثر در افزایش قیمت نهایی محصولات صادراتی است.وزیر بازرگانی سه اصل مدیریت واردات-کاهش قیمت تمام شده کالاها و ارتقاء کیفیت تولیدات صادراتی را راهبردهای اصلی نیل به اهداف صادراتی برنامه چهارم و پنجم و افزایش رقابت پذیری کالاهای ایرانی در سطح بازارهای هدف مطرح کردند .این راهبردها در واقع از مهمترین مولفه های رسیدن به تولید و صادرات پایدار است. البته سایر پارامترها نظیر توازن در نرخ ارز و ثبات سیاستهای مالی و پولی و بویژه ثبات و پویایی در سیستمهای مدیریتی مبتنی بر دانش و تخصص هم در حوزه دولت و هم بخش خصوصی از مهمترین الزامات تحقق پایداری در این عرصه هاست.شعار صادرات پایدار-محور توسعه نشان دهنده عزم دولت برای اجرای راهبردهای پیشنهادی فوق و حمایت از بخش غیر دولتی برای قبول مسئولیتهاست.شاید بتوان گفت ایجاد پایداری در صادرات غیرنفتی نیازمندیک الزام واقعی مهم یعنی توسعه محوری است و به عبارت دیگر عدم رفع موانع در مسیرتنظیم و اجرای سیاستها و کارکردهای توسعه محور در بخش صادرات غیر نفتی قوام فرآیندها و روشهای ایجاد پایداری را سست مینماید.راهکار اساسی در جهت تحقق شعار فوق تخصیص منابع بهینه و قابل قبول از محل درآمدهای نفتی برای توسعه زیرساختهای صادرات غیرنفتی،تقویت و توسعه تشکلهای خصوصی کارآمد،تثبیت و هماهنگ سازی سیاستهای بانکی و بیمه ای با اهداف تجاری،بهره گیری از ظرفیتهای مناطق آزاد،جذب و حمایت سرمایه گذاری خارجی،تاسیس بانکها و بیمه های خارجی،تاسیس بانکها و بیمه های خارجی-توسعه موثر بازارهای مالی و سرمایه ای-تنظیم راهبردهای کارآمد در عرصه سیاست خارجی و متناسب نمودن آنها با نیازهای توسعه روابط اقتصادی کشوردر عرصه بین المللی و ...هستند که تمامی آنها در قالب یک بسته سیاستی جامع میتواند توانمندی اقتصادی و تجاری جمهوری اسلامی ایران را در جایگاه واقعی اش به اثبات برساند.
این وبلاگ مقدم مبارک شما خواننده محترم را خوش آمد میگوید.