سیاست های ارزی دولت نباید مخل صادرات غیر نفتی شود
« موانع و چالش های غیر تعرفه ای صادرات غیر نفتی»
اگر چه به موجب قوانین جاری کشور، صادرات کالاهای غیرنفتی از اخذ هرگونه مجوز معاف می باشند لیکن بدلایل متعدد برخی از دستگاههای اجرایی به استناد مقررات و ضوابط بخشی و یا به استناد ضروریات تنظیم بازار داخل نسبت به صدور مجوزهای خاص برای صادرات اقدام می نمایند که این موضوع یکی از دلایل اصلی سردرگمی صادرکنندگان و تاخیر در ایفای تعهدات صادراتی آنها می باشد. در این راستا به حکم مستندات قانونی از جمله ماده (37) قانون رفع موانع تولید رقابت پذیر و ارتقاء نظام مالی کشور و احکام مندرج در قوانین دائمی کشور و نیز صراحت احکام قوانین برنامه های سوم، چهارم، پنجم و ششم توسعه، صادرات غیر نفتی از اخذ هرگونه مجوز به استثناء موارد مندرج در قانون که شامل اقلام ممنوعه خاص، ذخائر ژنتیکی و میراث فرهنگی کشور می باشد، معاف است. با توجه به موارد اشاره شده فوق بایستی دید چرا هنوز برخی دستگاههای اجرایی بدون هماهنگی و هم راستایی با اهداف کلان صادرات غیرنفتی کشور اصرار به اعمال ضوابط درجه دوّم و سوّم که مانع یا محدودکننده صادرات غیرنفتی است، دارند و اساساً با عنایت به اهمیت و اولویت صادرات غیرنفتی که در سیاست های کلی ابلاغی مقام معظم رهبری و تاکیدات ریاست جمهوری و احکام ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی بصورت روشن ابلاغ شده است، چرا برخی دستگاههای اجرایی عنایت لازم را به احکام ابلاغی بالادستی کمتر نشان می دهند. در تحلیل این موضوع چند مولفه حائز اهمیت است:
اولاً اینکه برخی دستگاههای اجرایی، سیاستهای توسعه صادرات غیرنفتی را در اولویت های بعدی فعالیت های خود قرار داده اند، ثانیاً درک کافی از تاثیرات مثبت و پایدار صادرات غیر نفتی بر فرآیندهای رونق تولید و اشتغال و رشد مولد اقتصادی در برخی دستگاههای اجرایی وجود ندارد، ثالثاً با ملاحظاتی که نیازمند نظارت دقیق مراجع ذیربط میباشد، در برخی دستگاهها، احکام و تکالیف توسعه صادرات غیرنفتی و اهداف کلان قانونگذار و دولت مورد عنایت نبوده و اساساً به بایگانی سپرده می شود. اینکه پس از اجرای پنج برنامه توسعه در کشور و صرف هزینه های گزاف و تلاش بی وقفه صادرکنندگان، هنوز فرآیند سیاستگذاری ها و برنامه ریزی های بخشی دستگاهها نتوانسته به توانمندسازی اقتصادی کشور ناشی از صادرات غیرنفتی مستند شده و یا بعبارت شفاف تر آنرا باور نماید، یکی از چالش های اساسی مدیریت اقتصادی کشور است که بایستی چاره ای برای آن اندیشید.
تناقض سیاست های تنظیم بازار و واگذاری تصدی ها به بخش غیر دولتی
سالهای متمادی از اجرای سیاست های تنظیم بازار، پرداخت یارانه ارزی به واردات کالاهای اساسی وکنترل قیمت عرضه محصولات توسط دولت می گذرد و مکرراً پس از ابلاغ سیاست های اصل 144 و ایجاد بسترهای قانونی برای واگذاری امور تصدی گری این حوزه به بخش ذیصلاح غیردولتی، در دولت های مختلف تلاش شده است تا از نقش اجرایی و تصدی گری دولت در عرصه تامین و توزیع کالاهای اساسی کاسته شود لیکن این امر باز هم محقق نشده است. بخش خصوصی فعال در حوزه تولید وعرضه کالاهای اساسی دائماً از نحوه سیاستگذاری و برنامه ریزی دولت در این خصوص گلایه دارد و راهکارهای متعددی نیز ارائه نموده است امّا مشخص نیست آیا کدام ملاحظه و مصلحتی دولت را از مداخله باز نمیدارد که البته ارزهای نفتی و تسلطّ دولت بر منابع ارزی کشور و هزینه کرد آن در بسیاری از موارد بدون لحاظ شرایط اقتصادی و تحولات منطقهای و بینالمللی، عامل مهمی است که مهار شدنی نیست، هرچند دولت نیز در روند سیاستگذاری و برنامه ریزی بعضاً دلالیل موجّهی دارد که قابل ملاحظه بوده و بایستی به آن توجه نمود. اجمالاً آنچه در مسیرکلی سیاستگذاری این موضوع وجود دارد تناقصها و رویه های متضادی است که در روند اجرا، نتایج مثبت پیش بینی شده و اهداف مد نظر دولت و هم بخش غیردولتی را برای ثبات بازار، تامین مناسب کالا و تقویت و رشد تولید تحت الشعاع قرار می دهد که ضرورت دارد با اطمینان به بخش غیردولتی ذیصلاح و واجد اهلیت، امور تصّدی گری از جمله کنترل و نظارت قیمت ها و توزیع کالا در سطح عمده فروشی و خرده فروشی کالاهای اساسی واگذار شود و دولت از مداخله قیمتی از طریق پرداخت یارانه های غیرهدفمند که به جیب تولیدکنندگان خارجی و واسطه های آنها رفته و به تولید و صادرات رقابتی کالای داخلی ضربه میزند، خودداری نماید.
این وبلاگ مقدم مبارک شما خواننده محترم را خوش آمد میگوید.